آغاز پیدایش انواع نثر در ادبیات با نگارش نخستین کتاب فارسی زبان با نام “شاهنامه منثور” بود که درواقع به خواست و امر “ابومنصور محمد بین عبدالرزاق توسی” گردآوری شد. به همین دلیل این کتاب به “شاهنامه ابومنصوری” معروف شد. این کتاب که امروزه تنها صفحاتی از آن باقی مانده است، تاریخ گذشته ایران زمین به حساب می آید.
نثر چیست
نثر در لغت به معنای پراکندن، پراکندگی، افشاندن، سخن پاشیده و افشانده به کار می رود، اما در اصطلاح نثر در ادبیات به عنوان نوشتار مستقیم و سرراست و نه شاعرانه است. در نثر دیگر نیازی به رعایت و پایبندی به وزن و قافیه وجود ندارد؛ بلکه بیشتر به سخنان و گفتارهای روزمره نزدیک است.
به طور کلی، می توان تعریف نثر را اینگونه دانست: سبکی از نوشتار است که از ساختارهای دقیق قافیه و وزن پیروی نمی کند، بلکه از ساختارهای دستوری معمولی برای شرح واقعیات و توصیف افکار، نظرات و اندیشه ها استفاده می کند.
انواع نثر را در یک تقسیم بندی بر پنج نوع دانسته اند:
1- نثر مرسل
مرسل به معنی راست و مستقیم است. نثر مرسل، نثری است که ساده و روان است، دارای سجع نیست و کلمات تشکیل دهنده آن آزاد و خالی از هرگونه وزن و الفاظ معنوی است. درواقع در این نوع نثر که آن را سرآغاز نثرنویسی می دانند، نویسنده در عین سادگی و به دور از تکلف و عبارات مهجور، پیام و افکار خود را کامل و رسا به مخاطب منتقل می کند. این نوع از نثر در آثار و کتبی همچون سفرنامه ناصرخسرو، تاریخ بیهقی؛ کیمیای سعادت؛ اسرارالتوحید و تذکره الاولیا و همچنین در بعضی نوشته های نویسندگان معاصر مشاهده می شود. به یک نمونه از نثر مرسل در سفرنامه ناصرخسرو در زیر توجه کنید:
چون به نزدیک یاران و اصحاب آمدم، یکی از ایشان شعری پارسی می خواند. مرا شعری در خاطر آمد که از وی درخواهم تا روایت کند، بر کاغذ نوشتم تا به وی دهم که این شعر بر بخوان. هنوز بدو نداده بودم که او همان شعر بعینه آغاز کرد. آن حال به فال نیک گرفتم و با خود گفتم خدای تبارک و تعالی حاجت مرا روا کرد (سفرنامه ناصرخسرو).
همچنین مطالعه کنید انواع شعر در ادبیات
2- نثر مسجع
نثر مسجع یکی از انواع نثر است که جمله ها و عبارات قرینه درآن دارای سجع باشند، که درآن صورت نوشته یا متن آهنگین می شود. به عبارتی، سجع همانند قافیه در شعر است. به آوردن کلمات هم وزن یا هم قافیه در پایان جمله ها سجع اطلاق می شود. این نثر در آثار خواجه عبدالله انصاری، تفسیر کشف الاسرار، کلیله و دمنه بهرامشاهی، گلستان سعدی و غیره یافت می شود. مثال زیر نمونه ای از نثر مسجع از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری است:
الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
انواع نثر
3- نثر فنی
نثر فنی از انواع نثر است که مرکب از دو نوع مرسل و مسجع است که در آن کلمات، مثل ها، روایات، آیات و اصطلاحات به وفور وجود دارد. درواقع نثر فنی یا مصنوع نثری است که حالت شعرگونه دارد و استفاده از آرایه های ادبی همانند تلمیح، تضاد، تقابل، استعاره، جناس و … کاربرد زیادی دارد. از آثار مربوط به نثر فنی یا مصنوع می توان به کلیله و دمنه نوشته نصرالله منشی، تاریخ جهانگشای جوینی و مقامات حمیدی و غیره اشاره کرد. مثال زیر از “تاریخ جهانگشای جوینی” است که درشرح قیام کوچلک آمده است:
چون کوچلک کاشغر و ختن مستخلص کرد و از شرع عیسوی به شعار بتپرسـتی انتقـال کرده بود، اهالی آن را تکلیف کرد که از کیش مطهر حنفی با کیش نجس گبرکی گراینـد و از اشعة انوار هدی به وحشت کفر و تیرگی گرایند و از مطاوعت سلطان رح می به متابعـت شیطان رج می گرایند ( جوینی، 1388: 29).
4- نثر بینابین
این نوع نثر در ادبیات ترکیبی از نثر فنی و مرسل است. به طوری که هم سادگی و آسانی نثر مرسل را دارد و هم استفاده از آرایه های ادبی، لغات عربی و آیات به کار رفته در نثر فنی را شامل می شود. سیاست نامه نظام الملک، قابوس نامه عنصرالمعالی و … متونی هستند که به این نوع نثر آراسته شده اند. متن زیر از قابوس نامه نمونه ای از این نثر است:
پیوسته از زمین شکافتن غافل مباش و تدبیر کشت سال آینده امسال کن و همیشه کشت در زمینی کن که (خویشتن پوش) بود که هر زمینی که خویشتن را نتواند پوشید، ترا هم نتواند پوشید … زودکار و ستوده کار باش تا هواخواهانت بسیار باشند.
همچنین مطالعه کنید تفاوت شعر و نثر در ادبیات
5- نثر محاوره ای یا شکسته
از دیگر انواع نثر می توان به نثر محاوره ای یا شکسته اشاره کرد. در این نوع؛ نوشتار کاملا به زبان محاور ه ای است. درواقع این نثر اززبان مردم نشات می گیرد. در این نثر جمله ها کوتاه، عامیانه و محاوره ای و ساده است. قدیمی ترین نثر محاوره مربوط به “سمک عیار” است، اما مبتکر آن در ادبیات معاصر علی اکبر دهخدا است. متن زیر نمونه ای از کاربرد این نوع نثر در “کتاب امثال و حکم” از علی اکبر دهخدا است:
نعش تعزیه: گویند مردی مانده و گرسنه به دهی رسید و چون مردمان ده از اطعام او مضایقت داشتند دعوی کرد که تعزیه خوان است. دهقانان وی را طعام بردند و بنواختند چون سیر بخورد پرسیدند در تعزیه نوحه خوانی یا مخالف خوانی کنی. گفت هیچیک، کار من در تعزیه نعش شدن است.