شرحی مختصر بر زندگانی مادر ادب حضرت ام البنین(س)
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

نام: فاطمه

نام پدر: حزام بن خالد

نام مادر: ثمامه، یا لیلی

نام همسر: علی ابن ابیطالب(علیهم السلام)

فرزندان: عباس(ع) عبدالله، جعفر، عثمان (سلام الله علیهم)

طائفه: قبیله کلاب

حضرت ام البنین(س)

نام ونسب فاطمه کلابیه

نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی (علیه السلام) با کنیه «امُّ البنین» (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بودند و دارای خوبی ها و صفات خانوادگی مشترک بودند فاطمه دختری پاکدل وباتقوا بود.

فضایل اخلاقی، کمالات انسانی، نیروی ایمانی، ثبات و پایداری، شکیبایی و بردباری، بصیرت و دانایی، نطق و سخندانی او را به شایستگی، بانوی بانوان کرده بود. حزام بن خالد بن ربیعة بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب[1] پدر ام البنین است او مردی شجاع و دلیر و راستگو بود که شجاعت از صفات ویژه اوست.

وی از استوانه های شرافت در میان عرب به شمار می رفت و در بخشش، مهمان نوازی، دلاوری و رادمردی و منطق قوی مشهور بود. مادر بزرگوار ام البنین، ثمامه (یا لیلی) دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب (از اجدادرسول خدا وامیرالمومنین) [2] است که در تربیت فرزندان کوشا بوده و تاریخ از وی چهره درخشانی را به تصویر کشیده است. بینش عمیق، دوستی با اهل بیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفه مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگی های خاص این بانو است. در بسیاری از کتب تاریخی نام یازده تن از مادران وی ذکر شده است که همگی از خانواده های شریف و اصیل عرب بوده اند و به واقع مصداق بارز شجره طیبه [3] می باشند شجره ای که اصل آن در زمین است و فرع آن در آسمان ها و حاصل و نتیجه این درخت پاک همانا عباس بن علی و عثمان و. . . بوده اند.

خاندان این بانو از خاندان های ریشه دار و جلیل القدر بود که به دلیری و دستگیری معروف بودند وهر یک در بزرگی و شرافت به گونه ای مشهور گشته اند و ما جهت اختصار به برخی از ویژگی های آنان می پردازیم.

مورخان در مورد شرافت نسب ام البنین می نویسند: «تاریخ پدران و دایی های ام البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند. »[4]در مورد نَسب مادری ابوالفضل العباس (علیه السلام) در کتب تاریخی مطالب زیادی هست، شاید بتوان با یک جمله تصویری از خاندان «ام البنین» ترسیم کرد و آن اینکه پدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.

نام وی فاطمه فرزند حزام بن خالد از قبیله کلاب است. او از زنان صدر اسلام، ادیب و شاعری فصیح است. ایشان از خانواده ای ریشه دار و دلاور بود. جدّ مادریش (عامر بن مالک) که هم عصر پیامبر آنچنان شجاع بود که به وی ملاعب الاسنه (کسی که نیزه ها را به بازی می گیرد) می گفتند. (مزینانی، 1390، ص 304)

عامر بن طفیل: برادر «عمره»، مادرِ مادر بزرگ «ام البنین» بود که از معروف ترین سواران عرب بشمار می رفت تا آنجا که اگر هیئتی از عرب نزد «قیصر روم» می رفت در صورتی که با عامر نسبتی می داشت مورد تجلیل قرار می گرفت و الا توجهی به آن نمی شد. (اسلامی، حسن، 1377، ص 25). اینان برخی از اجداد ام البنین بودند که دارای صفات والای انسانی و به حکم قانون وراثت، ویژگی های والای خود را به ام البنین و از طریق او به فرزندان بزرگوارش منتقل کردند. (اسلامی، حسن، 1377، ص 27).

یکی از فضائل حضرت ام البنین(س) لیاقت همسری با مولا امیر المومنین علیه السلام است. بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، علی (علیه السلام) به عقیل فرمود: زنی را برایم پیدا کن که از خانواده ای نجیب و شجاع باشد. برایم فرزندی شجاع و قهرمان بیاورد تا سالار شهیدان را در کربلا یاری کند. عقیل گفت: با فاطمه دختر حزام کلبی ازدواج کن که در میان عرب شجاع تر از پدرانش وجود ندارد. (مزینانی، 1390، ص 305)

حضرت ام البنین(س) توجه به اولاد پیامبر را فریضه ای دینی می شمرد؛ حضرت ام البنین(س) محبتی خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستی آنان کرده بود. آنان نیز برای او جایگاهی والا قائل بودند. زینب کبرا پس از رسیدن به مدینه به دیدار حضرت ام البنین(س) رفت و شهادت چهار فرزندش را به او تسلیت گفت و همچنین در اعیاد برای عرض تسلیت نزد او می رفت. رفتن نوادۀپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، شریک نهضت حسینی و قلب تپندۀقیام حسین (علیه السلام)، زینب کبرا، نزد ام البنین و تسلیت گفتن فرزندان برومندش، نشان دهندۀمنزلت والای ام البنین نزد اهل بیت (علیهم اسلام) است.

زمانی که بشیر از کربلا برگشت و اخبار کربلا را آورد خدمت حضرت ام البنین(س) رسید. خبر شهادت فرزندانش را یکی یکی به او می داد. ام البنین هر بار می گفت: از حسین چه خبر؟ فرزندانم و هر آنچه زیر آسمان کبود است به فدای حسین. وقتی خبر شهادت امام حسین علیه السلام را شنید با آهی سوزان گفت: بشیر با این خبر بندهای دلم را پاره کردی. (مزینانی، 1390، ص 306). این اوج معرفت و ولایت مداری حضرت ام البنین(س) نسبت به امام زمانش را نشان می دهد.

سِمَتِ مادری، برای شخصیتی همچون عباس بن علی که پرچمدار صحرای سوزان کربلا بود، افتخارِ بزرگی است که نصیب بانوی شایسته ای همچون ام البنین شده است. فرزندی همچون ابوالفضل العباس باید در دامان مادری پاک طینت و نیکو سیرت پرورش یافته باشد که چنان رشادت ها و شجاعت های بی نظیری را از خود بر جای گذارد که تاریخ همتای او را به خود ندیده یا به ندرت دیده است.

مورّخان نوشته اند روزی که امیرالمومنین علیه السلام، عباس را در دامن خود گذاشت آستینش را بالا زد و در حالی که به شدّت می گریست، بازوانش را می بوسید. ام البنین حیرت زده شده از امام پرسید: چرا گریه می کنید؟ حضرت جریان شهادت عباس را در رکاب برادر توضیح دادند. ام البنین هم گریست اما عظمت ایمان خود را نشان داد و با صبر و بردباری خدا را سپاس گفت که فرزندش فدایی سبط گرامی رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) و ریحانۀاو خواهد شد. (ماهنامه مبلغان، پاک نیا، 1387، ش 104، ص 24)

 تاریخ تولد ام البنین:

در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده اند، ولی یاد آور شده اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل (علیه السلام)، در سال 26 ق اتفاق افتاده است. برخی از تاریخ نگاران زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت (در حوالی کوفه) تخمین می زنند.

ویژگی های بارز خاندان ام البنین:

در خاندان و تبار پاک ام البنین چند ویژگی مهم وجود دارد که همگی در وجود عباس(علیه السلام) به ظهور رسید

الف: شجاعت و دلاوری که در کربلا زیباترین چهره خویش را نمایاند.

ب: ادب و متانت و عزت نفس که در زندگانی 34 ساله عباس بن علی به وضوح دیده می شود.

ج: هنر و ادبیات که ام البنین از «دایی» خویش لبید شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس(علیه السلام) از مادر ادیبه خود.

د: ایثارگری و احترام به حقوق دیگران که نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلی شد.

ه: وفا و پایبندی به تعهدات.

 ولایت، کیمیایی بی همتا:

عالم رجالی، مامقانی در کتاب خود، تنقیح المقال، ولایت فاطمه کلابیه را این چنین به تصویر می کشد:

«فَاِنّ علَقَتها بالحسین(علیه السلام) لیس اِلاّ لاِمامته؛ همانا علاقه ام البنین به حسین بن علی علیه السلام به خاطر امامت حضرت است. » [5]

در جای دیگر «مامقانی» می نویسد: «اینکه او به شرط سلامت حسین علیه السلام، مرگ چهار فرزند خویش را بر خود آسان می گرفت نشان درجه عالی ایمان او است. من او را از نیکان به حساب می آورم. » [6]

عروج عرشی و غروب مادر مهتاب:

او، بعد از زینب کبری (علیهاالسلام) دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته اند، به طوری که عده ای آن را سال 70 هجری قمری بیان کرده اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری قمری دانسته اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است. [7] او در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن (علیه السلام)، و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی(صلی الله علیه و آله) به خاک سپرده شد. [8] اگر چه جسم او در خاک است اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمه وی نام او را به بلندای آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوی فاضله انسانهایی تربیت شده اند که در تاریخ ماندگار خواهد بود.

ام البنین (علیهاالسلام)، واسطه فیض الهی

آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی میفرمود: شخصی در عالم مکاشفه، حضرت ابالفضل العباس را دید و عرض کرد: آقا جان! حاجتی دارم و نمی دانم برای روا شدن آن به چه کسی متوسل شوم؟ قمر بنی هاشم فرموده بود: به مادرم ام البنین. . . [9]

از مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج سید محمود حسینی شاهرودی (متوفی 17 شعبان 1394 هجری قمری ) نقل است که فرموده بود: من در مشکلات، صد مرتبه صلوات برای مادر حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)، ام البنین (علیه السلام)، می فرستم و حاجت می گیرم.

به تجربه رسیده است که نذر برای ام البنین و اطعام مستمندان به نام حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)، برای بر آورده شدن حاجات موثر است. [10]

پی نوشت


[1]قمر بنی هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص 9-

[2]همان، ص 10- مقاتل الطالبین ص 22 وبطل العلقمی 1/92-

[3]قرآن کریم، سوره ابراهیم / 24-

[4]عبدالرزاق المقرم، قمر بنی هاشم، ص10-

[5]مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70.

[6]مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70.

[7]محدثات شیعه، دکتر شهلا غروی نایینی، ص 53-

[8]عبدالحسین مؤمنی، زندگانی قمر بنی هاشم باب الحوائج، ص137-

[9]ستاره درخشان مدینه حضرت ام البنین (سلام الله علیها)، ص 142-

[10] چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس (علیه السلام)، ج 1، ص 464-