تحلیل رهبرانقلاب از شخصیت محمدرضا پهلوی
9 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره

محمدرضا دچار یک احساس وابستگی مدام و اثیری بود. اگر رضاخان، پس از مدتها قلدری، نظر بیگانگان را جلب کرد تا شاه ایران شود، محمدرضای جوان، بدون هیچگونه سابقه ای، با تحقیرآمیزترین شکل ممکن به پادشاهی گماشته شد. از این رو به لحاظ روانی، گرایشی به جز وابستگی را «تصوّر نمیکرد. » ۷۵/۰۱/۲۸

 وقتی که روزولت، چرچیل و استالین در ۱۳۲۲ش، بدون اجازۀحکومت ایران و «به میل خودشان به تهران آمدند. . . آنها به دیدن محمدرضا نرفتند، او به دیدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برایش بلند نشدند، اعتنا نکردند!» ۹۱/۰۳/۱۴

 بعد هم محمدرضا برای اینکه جانشین پدرش شود، از آنها اجازه گرفت: «تا چند روز نمیدانست که آیا پادشاه خواهد بود یا نه! کسی را به سفارت انگلیس فرستاد، آنها گفتند که بله، عیبی ندارد، پادشاه باشد، به شرطی که فلان کار را نکند و فلان کار را بکند!» ۷۷/۰۲/۰۲

 چنین پادشاهی، چگونه می تواند خود را از زیر سایه سنگین این تحقیر و ضربۀروانی نجات دهد؟

 محمدرضا که به تدریج دیکتاتوری متکی به خارج خود را تحکیم کرد و از جوانی هم فاصله گرفت، به تدریج از این همه حقارت و ضعف خسته شد: «این خاطراتی که عوامل رژیم نوشته اند. . . نشان میدهد که در مواردی خود محمّدرضا و عوامل نزدیک به او از آمریکایی ها عصبانی بودند به خاطر تحقیری که میکردند، به خاطر بی اعتنایی ای که میکردند. » ۹۵/۰۱/۰۱

اما آیا این عصبانیتها باعث شد که محمدرضا در برابر بیگانگان بایستد؟ پاسخْ منفی است. تحقیر و وابستگی، او را «ترسو» کرده بود:

«چاره ای نداشتند و مجبور بودند از ترس اطاعت کنند؛ میترسیدند. » ۹۵/۰۱/۰۱ نهایتِ واکنش محمدرضا به دخالتهای آمریکا، «فحش و ناسزا» به آنها در «اتاقهای خصوصی» بود تا اینکه در ۲۲بهمن ۵۷، شعارها علیه او و ارباب آمریکایی اش در فضای علنی کشور طنین انداز شد.

 پناه بردن محمدرضا به آمریکا پس از فرار از کشور نشان داد که شخصیت وابسته و تحقیرشدۀاو، همچنان زنده و پابرجا است؛ هرچند آمریکایی ها او را با آوارگی و تحقیری مضاعف تا مرگ بدرقه کردند. »

مشرق به نقل ازدفتر حفظ و نشر حضرت آیت الله خامنه ای