حیا و اسباب و موانع آن
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

اسباب حیا

۱. عقل: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاسخ راهب مسیحی (شمعون بن لاوی بن یهودا) که از او در باره ماهیت و آثار عقل پرسیده بود، فرمود:

عقل موجب پیدایش حلم است و از حلم، علم و از علم، رشد و از رشد، عفاف و از عفاف، خویشتن داری، و از خویشتن داری، حیا، و از حیا، وقار، و از وقار، مداومت بر عمل خیر و تنفّر از شرّ، و از تنفّر از شر، اطاعت نصیحت گوی، حاصل می گردد.[1]

۲. ایمان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.»[2]

موانع حیا

همچنین در روایات، اموری به عنوان موانع حیا و یا به عبارت دیگر علل بی حیایی یا کمی حیا معرفی شده اند که مهم ترین آنها به شرح زیر است:

یک. از میان برداشتن پرده ها و حریم ها: از امام کاظم ـ علیه السّلام ـ به یاران خود توصیه می فرمود:

پرده شرم و آزرم میان خود و برادرت برمدار، و مقداری از آن باقی گذار؛ زیرا برداشتن آن، برداشتن حیا است.[3]

دو. دست نیاز به سوی مردم دراز کردن: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، عزت را سلب می کند و حیا را می برد.»[4]

سه. زیاد سخن گفتن: امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

هر که پرگفت، راه خطا بسیار پوید، وآنکه بسیار خطا کرد شرم او اندک شود، و آنکه شرم او اندک شود، پارسایی او کم گردد، و آنکه پارسایی اش اندک گردد، دلش بمیرد.[5]

چهار.شراب خواری: به امام رضا ـ علیه السّلام ـ منسوب است که در شرح علت تحریم خمر فرمود: «خداوند تعالی شراب را حرام فرمود؛ زیرا شرابْ تباهی می آورد، عقل ها را در شناخت حقایق باطل می کند و شرم و حیا را از چهره فرد می زداید.»[6]

پی نوشت


[1] حرّانی: تحف العقول، ص ۱۹. همچنین ر.ک: همان، ص ۲۷؛ صدوق: خصال، ج ۲، ص ۴۰۴ و ۴۲۷؛ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۰، ح ۲، و ج ۲، ص ۲۳۰.

[2] کلینی: کافی، ج ۲، ص ۱۰۶، ح ۵.[۱۴].

[3] همان، ج ۲، ص ۶۷۲، ح ۵.

[4] همان، ج ۲، ص ۱۴۸، ح ۴.

[5] نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹.

[6] فقه الرّضا ـ علیه السلام ـ، ص ۲۸۲.