رویکرد امیرالمومنین(ع) نسبت به مسیحیان
10 بازدید
موضوع: تاریخ و سیره

 

حضرت(ع) نه با کسی مشکل دارد و نه کسی را ملزم می کند که عقیده اش را تغییر دهد و بر پرهیز از تفرقه و پراکندگی تاکید دارد.

رویکرد امیرمومنان امام علی (علیه السلام) در مورد اقلیت های دینی از جمله پیروان دین مسیح چگونه بوده است؟

در نهج البلاغه در مورد اقلیت های دینی کم و بیش بحث شده است، زمانی که امام علی (علیه السلام) در دوره زمانی پنج ساله خلافت خود قرار داشتند اطراف کشور اسلامی آن زمان، شاهد حضور اقلیت ها هستیم که برخی از آنها در نهج البلاغه دقیقا نام برده شده اند، برای مثال در فارس زردشتی داریم، در برخی مناطق از کشور اسلامی از جمله شهر الانبار که امروز در عراق است یهودیان زندگی می کردند همچنین در سایر مناطق حضور مسیحیان را شاهد هستیم.

بنابراین دست کم زردشتی و یهودی و مسیحیت و حتی برخی مشرکان در مناطقی از کشورهای اسلامی حضور دارند لذا امام علی (علیه السلام) با این افراد به نوعی سر و کار داشت و با آنها درگیر بود و این گونه نبود که ارتباطی با آنها نداشته باشد.

حضرت در نامه خود به مالک اشتر می فرماید: ای مالک! با تمام مردم مصر اعم از مسلمان و غیر مسلمان به نیکی رفتار کن و محبت خود را نثار همه آنها کن. همچنین می فرماید: ای مالک! قلبت را نسبت به زیردستان خود از محبت پر کن، و به آنان مهربانی کن و لطف خود را ارزانی بذار، زیرا آنان از دو حال خارج نیستند، یا خواهران و برادران دینی تو هستند یا همنوعان تو در آفرینش به شمار می آیند.

بنابراین در این تعبیر اقلیت های دینی هم قرار می گیرند؛ البته تا اینجا توصیف کلی است اما حضرت (علیه السلام) به کلیات قناعت نمی کند بلکه دانه به دانه آنها را نام می برد و به روسا توصیه می کند که آنان را ملاحظه کنید. برای مثال در نامه به فرماندار منطقه فارس، انتقادی از او می کنند و می فرمایند: تو نسبت به کشاورزان مشرک در آن منطقه بدبین شدی و به خاطر مشرک بودنشان به خود اجازه دادی که با آنها بدرفتاری کنی و عدالت و اعتدال را درباره آنها رعایت نکردی.

همچنین در مورد یهودیان نیز رویکردهای مختلفی را از سوی امام علی (علیه السلام) می بینیم. وقتی در شهر الانبار، خبر رسید که زیور یک زن یهودی را ربودند، حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید: وقتی این خبر به من رسید آن قدر ناراحت شدم که گفتم ای کاش می مردم و این روز را نمی دیدم.

همچنین در مورد مسیحیان نیز داستان های مختلفی از شیوه رفتار امیر (علیه السلام) وجود دارد. حضرت امیر (علیه السلام) رئیس حکومت و خلیفه مسلمین بود، شخصی زره امام علی (علیه السلام) را دزدید. حضرت مثل برخی آدم هایی که امروزه در جامعه ما خودسرانه عمل می کنند و در پی احقاق حق خود بر می آیند عمل نکرد در حالی که خود رئیس حکومت بود، با این وجود به دادگاه مراجعه کرد تا از طریق قانون حق خود را بگیرد. آن هم دادگاهی که خود به عنوان رئیس حکومت، رئیس اش را تعیین کرده است، حضرت شکایت می کند و هر دو نفر به دادگاه می روند و مولای متقیان (علیه السلام) شکایت می کند که این مسیحی زره مرا برداشته است، بعد آن مرد مسیحی پاسخ می دهد که زره برای من است و این مرد است که دروغ می گوید. قاضی به حضرت عرض می کند که آیا گواهی داری که زره برای توست؟ حضرت می فرماید: خیر. قاضی می گوید من نمی توانم به نفع تو داوری کنم چون قاعده (ید) وجود دارد، این زره دست این شخص است و من نمی توانم بگویم برای او نیست. اگر گواه داشتی حق با تو بود. بعد قاضی به نفع مسیحی حکم می دهد و خلیفه هم رای قاضی را می پذیرد و از داگاه بیرون می آید و هیچ چیز به آن مرد مسیحی نمی گوید که تو دزد هستی و زره مرا برداشتی، بلکه می فرماید زره برای خودت.

بعد از این ماجرا آن شخص با خود می اندیشد که بالاخره این زره از آن او نیست، در نتیجه به حضرت عرضه می دارد: من اشتباه کردم و زره برای توست و همانجا مسلمان می شود؛ چون دلیل دارد و می بیند که انسانی با عظمت و قدرت در مقابل قانون کاملا تسلیم است و اینجاست که حضرت امیر (علیه السلام) در مقابل یک مسیحی این قدر با وسعت نظر و مطابق قانون عمل می کند.

نمونه های دیگر از این دست وجود دارد که نشان از مدارای امام علی (علیه السلام) با اقلیت های مذهبی داشته باشد؟

بله. حتما همه این جمله امام علی (علیه السلام) را خوانده اید که فرمود: «هر گاه بر دشمن قدرت یافتی، گذشت از خطاهای او را شکرانه نعمت قدرت خودت بدان». حضرت این سخن را به فرزندان خودش بیان می کند، این نشان می دهد که امام علی (علیه السلام) این مساله را در همه موارد از جمله در برخورد با مسیحیان، یهودیان و زردشتیان فرموده و همه ادیان را مورد ملاحظه قرار می دهد.

اصلا حضرت با کسی دعوای دینی ندارد، لذا در رفتارهای امام علی (علیه السلام) در دو مرحله بحث با افراد دیده می شود، یکی با مسلمانان و دیگری با سایر پیروان ادیان، با هر دو این گروه ها یک جهت برخورد می کند و می گوید همه آنها انسان هستند، جهت دوم آن است که مسلمانان چون از نظر دینی به یکدیگر نزدیک هستند ممکن است که وضعیت دیگری داشته باشند لذا حضرت امیر (علیه السلام)، نه با کسی مشکل دارد و نه کسی را ملزم می کند که عقیده اش را تغییر دهد، در عین حال به یاد داشته باشیم که امیرمومنان تبلیغات می کند چون معتقد است که اسلام بهترین دین است اما این تبلیغات به معنای ظلم به سایر اقوام و سایر پیروان ادیان نیست بلکه از این جهت است که امام علی (علیه السلام) با مسیحیان برخورد نیک دارد و هرگز سایر اقلیت های دینی را مجبور نمی کند که دیدگاه خود را تغییر دهید.

این نوع رفتار از جانب پیروان سایر ادیان به ویژه مسیحیان چگونه بازخوردی داشت؟

در آن زمان مسیحیان، اتفاقا در میان اقلیت های دینی با مسلمانان رفتار بهتری داشتند. یکی از گروه هایی که پیامبر اسلام (علیه السلام) را بسیار را اذیت کردند یهودیان بودند. اما قرآن کریم از مسیحیان به نیکی یاد می کند، اگر کلمه قسیس را که معرب واژه کشیش است، بررسی کنیم، هرگز در قرآن از آنها بد گفته نشده است، اما در مورد یهودیان اشاره شده که کتاب را تحریف کردند.

اگر بخواهم از جمله نیکی ها و رفتار خوب مسیحیان با مسلمانان مثالی را مطرح کنم، داستان نجران بسیار معروف است، مهاجرت مسلمانان به حبشه و پذیرایی اهل حبشه نشان می دهد که مسیحیان با پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان رفتار خوبی داشتند. طبیعتا امام علی (علیه السلام) وقتی در مورد یهودیان با اوصافی که ذکر شد تا این اندازه عدالت را رعایت می کند، در رابطه با مسیحیان که تا آن اندازه با مسلمین رفتار نیک داشتند رفتار بهتری هم خواهد داشت.

یکی از مسایلی که در تاریخ اسلام در مورد نوع مواجهه با مسیحیان وجود دارد، جریان مناظره امام علی (علیه السلام) با گروهی از مسیحیان است؛ ماجرا از چه قرار بود؟

در زمان خلیفه اول گروهی از مسیحیان از روم آمدند تا با خلیفه مسلمانان مناظره کنند. طبیعتا جواب گفت وگو، گفت وگو است، در تمام دوران خلافت خلیفه اول، تنها کسی که با مسیحیان گفت وگو می کند امام علی (علیه السلام) است.

امروز این پیوند میان مسلمانان و مسیحیان در چه قابی باید تعریف شود تا بیش از پیش با یکدیگر پیوند و دوستی داشته باشند؟

امام علی (علیه السلام) نقطه وحدت است چنان که در یکی از خطبه های نهج البلاغه می فرماید: شما را از پراکندگی بر حذر می داریم. این تاکیدات در کنار سیره عملی نشان می دهد که وجود مقدس آن حضرت (علیه السلام) محور وحدت است و با اقتدا به سیره ایشان می توان وحدت را در جامعه رقم زد.

منبع: شیعه نیوز، استاد بخشعلی قنبری