در نگاه رهبری، مطلق لهو حرام نیست!
8 بازدید
موضوع: فقه و اصول

برخی فقیهان «طرب انگیز بودن» را از مؤلفه های غنا برشمرده اند که به نظر رهبری، این ارتباط بین طرب انگیز بودن و غنا که از سوی فقیهان صورت گرفته منجر به ابهام شده است و طرب انگیز بودن دخلی در مفهوم غنا ندارد و اطراب، مناط و ملاک برای حرمت نیست. ایشان با مفهوم یابی طرب در دیگر کتب لغویون ثابت می کند که طرب، خود یک مفهوم دیگری داشته و در معنای غنا مدخلیتی ندارد.

استاد مبلغی گفت: گرایش ها و رویکردهای عمومی (که گاه به خاطر تأثیر پذیری فقیه از جامعه اتفاق می افتد) هر چند «عن لاشعور» باشند، در منهج و روش استنباط فقیه مؤثر است. از طرفی هم فقط قواعد اصولی نیست که به استنباط ها شکل می دهد بلکه نظریات و دیدگاههای فقها نقش عمده در روش استنباط و شکل استنباط دارند. برای رهایی از گرایش های عمومی که خود مانع از استنباط دقیق است، باید به نظریات و دیدگاهها توجه شود و به آنها پرداخته شود. به نظر من عمده عنصری که می تواند فقه را فقه معاصر کند همین توجه به نظریات است؛ چرا که به فقیه نگاه و بصیرت می دهد.

وی در ادامه با اشاره به تکنیک استنطاق نص گفت: این تکنیک ها منهج ساز است و فقیه با استفاده از این تکنیک و مجموع تکنیک ها می تواند زوایای جدیدی از نص را کشف کند که تا آن زمان(زمان به کارگیری تکنیک) مغفول مانده است.

فقه اللغه، رکن دیگر عملیه الاستنباط

مبلغی گفت: در ادامه مباحث جلسه قبل، به بحث فقه اللغه به عنوان رکن سوم از ارکان استنباط می رسیم. شاید برای برخی بررسی لغوی، با مراجعه به کتب لغت، حاصل شود اما این مطلب فراز مهمی از اجتهاد را تشکیل می دهد. در کتاب رهبری نکات و مطالبی در حوزه فقه اللغه شکل گرفته که درخور توجه است.

ویژگی فقه اللغه در عملیه الاستنباط آیت الله خامنه ای

وی در ادامه به ویژگی فقه اللغه در کتاب رهبری اشاره کرد و گفت: ویژگی برجسته فقه اللغه موجود در این کتاب شفاف سازی و ابهام زدایی از واژه هاست و این مطلب مکرر در این کتاب دیده می شود. از تحلیل های معظم له نسبت به واژه ها در ارتباط با واژه غنا و واژه های پیرامونی آن که در فقهشان ارائه کرده اند این مهم فهمیده می شود.

سه اصل در جهت شفاف سازی مفهوم واژه ها در روش استنباط ایشان اتخاذ می شود:

اصل اول: رجوع دقیق به لغت و تحلیل آن به ویژه در شرایط:

۱- تراکم اقوال و اختلاف در معنای واژه ها؛

۲- واژه سازی ها در فضای بحث های فقهی به دور از نگاه و دیدگاه واقعی در لغت.

مثلاً گاهی فقهاء برجسته به استناد اهل لغت، دست به تعریف هایی از واژه ها زده اند که از نظر فقیه مستنبِط، این تعریف ها گره در کار شناخت مفهوم واژه ها – مثل غنا در این کتاب – انداخته است.

طرب انگیز بودن، خارج از معنای غناست

استاد مبلغی به نمونه هایی از اِعمال این اصل در کتاب معظم له اشاره کرد و گفت: مثلاً برخی فقیهان «طرب انگیز بودن» را از مؤلفه های غنا برشمرده اند که به نظر رهبری، این ارتباط بین طرب انگیز بودن و غنا که از سوی فقیهان صورت گرفته منجر به ابهام شده است و طرب انگیز بودن دخلی در مفهوم غنا ندارد و اطراب، مناط و ملاک برای حرمت نیست. ایشان با مفهوم یابی طرب در دیگر کتب لغویون ثابت می کند که طرب، خود یک مفهوم دیگری داشته و در معنای غنا مدخلیتی ندارد.

اصل دوم: محصور نماندن در لغت و ضرورت تحرک بر خاستگاه های چندگانه واژه به منظور نیل به هم افزایی تبینی آن.

رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلش شورای اسلامی، اضافه کرد: از روش فقهی ایشان این طور استفاده می شود که این اصل در جایی که لغویون اختلاف کرده اند به گونه ای که ابهام در معنای واژه ایجاد شده و فضای فقهی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است، باید رعایت شود. فقیه باید در این اختلاف ها منفعلانه عمل نکند بلکه با تمسک به این اصل و تکنیک، باید از چالش اجمال و ابهام در مفاهیم خارج شود.

وی افزود: ایشان می فرماید: در معنای غنائی که موضوع حرمت است قرار نیست کلمات لغویون را ردیف کنیم بعد بگوییم صار مجملاً و بعد با قدر متیقن گیری از این غن، ا حکم الهی را تبیین کنیم. بلکه در این شرایط به عرف مراجعه کنیم اما نه برای تشخیض مفهوم بلکه نگاه می کنیم به مجموع استعمالاتی که اهل لغت، أهل عرف، اهل ادب و اهل فقه دارند تا اینکه مفهوم غناء روشن شود. به نظر ما راه در این شرایط منحصر در این است.

نگاه منفی مطلق به مفهوم لهو خطاست

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه اظهار داشت: استعمال زیاد برخی واژه ها در موارد منفی و تحریمی، باعث این می شود که فقیه و فقها با آن واژه با دید منفی نگاه کرده و با آن سلبی برخورد کنند. واژه لهو از این دسته واژگان است که حتی در نزد برخی، مناط حرمت واقع شده است.

وی ادامه داد: رهبری از کنار این واژه به راحتی عبور نکرده بلکه تحلیلی دو لایه ای: واژگانی و گفتمانی ارائه کرده اند تا از سلبی اندیشی مطلب در اینگونه الفاظ محفوظ بماند. ایشان با تحلیل های خود به این نتیجه می رسد که مطلق لهو حرام نیست بلکه لهوی که از راه خدا انسان را باز دارد حرام است و موسیقی هر چند تماماً لهو است اما در صورتی این لهو حرام است که مقید به قید مذکور باشد.

فقه الاقوال، رکن چهارم عملیه الاستنباط

دکتر مبلغی در ادامه، رکن چهارم از ارکان عملیه الاستنباط را مورد بحث قرار داد و گفت: رکن چهارم در عملیه الاستنباط، فقه الأقوال است که ما به برخی از عناصر اجتهاد رهبری در فقه الأقوال اشاره می کنیم.

۱. بررسی کاملاً اجتهادی اقوالِ مهم و سرنوشت ساز با حوصله زیاد: به عنوان مثال کلام مرحوم فیض در غنا از جمله اقوال مهم است که ممکن است در نگاه فقیه در این بحث، مؤثر باشد، به همین دلیل دستیابی به مقصود واقعی ایشان یک ضرورت اساسی در فقه غنا است و نمی توان بدون اجتهاد از کنار قول فیض گذشت؛ رهبری نیز قول ایشان را مورد بررسی دقیق قرار می دهند و در می یابند که در نگاه فیض دو غنای حرام و حلال داریم کما اینکه مرحوم امام خمینی نیز همین برداشت را از قول فیض داشته است.

وی در ادامه به توضیح این روش در عملیه الاستنباط رهبری به شکل اسلاید پرداخت و نمونه ایی از این عملیات را در کتاب ایشان در قالب اسلاید نمایش داد.

در پایان استاد مبلغی گفت: بحث در این مقام نیاز به جلسه ای دیگر نیز دارد و ما به همین مقدار از مباحث اکتفا می کنیم تا إن شاءالله به شرط حیات به ادامه این مباحث بپردازیم.

منبع: خبرگزاری اجتهاد